to refresh, to animate, to regenerate, to vitalize, to revitalize, to endow with life or liveliness
to refresh
to animate
to regenerate
to vitalize
to revitalize
to endow with life or liveliness
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
لیموناد خنک در بعدازظهر گرم تابستان به او جان بخشید.
The cold lemonade refreshed him on the hot summer afternoon.
صدای باران به من جان بخشید و حالم را بهتر کرد.
he sound of rain regenerated me and lifted my mood.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «جان بخشیدن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/جان بخشیدن